واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )

655

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )

خان او را به سمت جاندار [ دژخيم ] خويش منصوب كرد « 1 » و خلعتهاى فاخر به او و فرزندانش عطا نمود . وى به فرمان سلطان دسته‌اى سيصدنفرى از كسانى كه سرگرم دزدى و راهزنى بودند گرد آورد . سلطان آنان را به خدمت خويش پذيرفت و فرمود تا ايشان را هم به خلعت‌ها سرفراز كنند . آنان را يك‌يك بنوبت وارد اطاقى كه خلعتها در آن نگهدارى مىشده مىكردند و از آنجا به اطاق ديگرى داخل مىنمودند و فرو مىگرفتند . با رئيس دسته و فرزندان وى نيز چنين كردند وز ان پس همه به سياست رسيدند . چنين شدت عمل و سخت - گيرئى تا آن زمان در سمرقند كس نديده بوده . و دزدان و راهزنان را چنان وحشتى فرا گرفت كه زان پس در ملك درهمى هم مفقود نشد . از جزئيات اين داستان حدس زده مىشود كه اقدامات مزبور عليه طبقه‌اى از مردم بوده - كه از ميان ايشان به عهدى ديگر ، آنان كه اصطلاحا « غازيان » ناميده مىشدند ، برخاسته بودند . خان از منافع مردم زحمت‌كش نه تنها در مقابل ناقضان علنى حقوق مالكيت ، بلكه عليه بازرگانان و سوداگران حريص نيز دفاع مىكرده . روزى قصابان شكايت نزد وى بردند كه بهاى گوشت فوق العاده اندك است و درآمد ايشان از آن رهگذر ناچيز . و تمنى كردند كه بها افزوده گردد و در عوض 1000 دينار به خزانه بپردازند . خان رضا داد و قصابان نقد را پرداخته ، بهاى گوشت را افزودند . آنگاه خان فرمود اعلام كنند كه ساكنان حق خريد گوشت ندارند و هركس بخرد به سياست اعدام خواهد رسيد . قصابان زيان فراوان ديدند . و در هر كوى پنج شش كس گوسفندى را خريده مىكشتند و ميان خود تقسيم

--> ( 1 ) - كلمهء « جاندار » تاحدى فراوان ديده مىشود و ظاهرا به همان معنى « صاحب حرس » استعمال مىشود ( رجوع شود به ماقبل ، ص 90 - 489 ) .